مرتضى مطهرى
277
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
وقتى اسكندر به ايران حمله كرد ، از اوستا دو نسخه بيشتر وجود نداشته است كه يكى در استخر بوده و به وسيلهء اسكندر سوزانيده شده است . نظر به اينكه درس و مدرسه و سواد و معلومات در آيين موبدى منحصر به درباريان و روحانيان بود و ساير طبقات و اصناف ممنوع بودند ، طبعاً علم و كتاب رشد نمىكرد ، زيرا معمولًا دانشمندان از طبقات محروم برمىخيزند نه از طبقات مرفه . موزه گرزادهها و كوزه گرزادهها هستند كه بوعلى و ابوريحان و فارابى و محمد بن زكرياى رازى مىشوند نه اعيان زادگان و اشراف زادگان . و بعلاوه ، همانطور كه مرحوم دكتر شفق يادآور شده است اين دو طبقه هم در عهد ساسانى هر يك به گونهاى فاسد شده بودند و از طبقهء فاسد انتظار آثار علمى و فرهنگى نمىرود . بدون شك در ايران ساسانى آثار علمى و ادبى كمابيش بوده است . بسيارى از آنها در دورهء اسلامى به عربى ترجمه شد و باقى ماند و بدون شك بسيارى از آن آثار علمى و ادبى از بين رفته است ولى نه به علت كتابسوزى يا حادثهاى از اين قبيل ، بلكه به اين علت طبيعى و عادى كه هرگاه تحولى در فكر و انديشهء مردم پديد آيد و فرهنگى به فرهنگ ديگر هجوم آورد و افكار و اذهان را متوجه خود سازد ، به نحو افراط و زيانبار فرهنگ كهن مورد بىمهرى و بىتوجهى واقع مىگردد و آثار علمى و ادبى متعلق به آن فرهنگ در اثر بىتوجهى و بىعلاقگى مردم تدريجاً از بين مىرود . نمونهء اين را امروز در هجوم فرهنگ غربى به فرهنگ اسلامى مىبينيم . فرهنگ غربى در ميان مردم ايران « مد » شده و فرهنگ اسلامى از « مد » افتاده است ، و به همين دليل در حفظ و نگهدارى آنها اهتمام نمىشود . نسخههاى با ارزشى در علوم طبيعى ، رياضى ، ادبى ، فلسفى ، دينى در كتابخانههاى خصوصى تا چند سال پيش موجود بوده و اكنون معلوم نيست چه شده و كجاست . قاعدتاً در دكان بقالى مورد استفاده قرار گرفته و يا به تاراج باد سپرده شده است . مطابق نقل استاد جلال الدين همايى ، نسخههاى نفيسى از كتب خطى كه مرحوم مجلسى به حكم امكاناتى كه در زمان خود داشت از اطراف و اكناف جهان اسلامى در كتابخانهء شخصى خود گرد آورده بود ، در چند سال پيش با ترازو و كش و من به مردم فروخته شد . على القاعده هنگام فتح ايران كتابهايى كه بعضى از آنها نفيس بوده ، در كتابخانههاى خصوصى